X
تبلیغات
رایتل

حس کردن قد و بالای پسر نازم

چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:17 ب.ظ

امروز شنبه 25 تیر....صبح بعد اینکه از خواب پاشدم...دوباره روی مبل لم دادم و ......

ای وای که چه کرد این پسری......همین جوری تکون بود که میخوردی....اما قسمت جالب و متفاوتش این بود که  برای اولین بار قد و بالای نازتو حس کردم....چون از هر دو طرف دلم تکون محکمی حس کردم...معلوم بود یه تکون دستای نازت بود و از اون طرف پاهای کوچولوت!انگار داشتی خودتو میکشیدی گلم....قربونت برم عزیزم که بزرگ شدی!الان احتمالاً حدود 30 سانتیمتری فسقلک من.....فدات شه مامانیت!

ظهر هم خاله نیکو و مهدیه و فهیمه که واسه یک هفته اومده ایران اومدن ناهار خونه ما....خیلی کم با هم بودیم،اما خیلی خوش گذشت....لباسای خشگل تورو دیدن و واست کلی ذوق کردن!

عصر هم با بابا علیرضا رفتیم کرج خونه خاله منیژه،همه اونجا شام دعوت بودیم! ما و خاله محبوبه اینا هم شب موندیم اونجا و فرداش برگشتیم خونه!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo