X
تبلیغات
رایتل

پایان روز شماری..آخرین صفحه وبلاگ قبل از تولد تو

جمعه 29 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:38 ب.ظ

امروز جمعه...

29 مهر...

و این صفحه آخرین صفحه ایه که تا قبل از اومدن تو عزیز دل مامان و بابا من مینویسم....رفت تا بعد از اومدن تو....

دارم تند تند مینویسم تا کارامو بکنم و با باباعلیرضا برم بیمارستان...پدر جون و مادر جون هم اینجان،برام غذا درست کرده مادرجون!....

نمیدونم چه حسی دارم...فقط آرومم...و خوشحال....و هیجان زده...

یعنی باورم نمیشه فردا این موقع تو اومدی و توی بغلمی و میخوای شیر بخوری....

امشب وقت واسه فکر کردن و تصور بودن تو دارم...

خدایا کنارم باش...میدونم که هستی

همه چیزو دستت میسپارم...سلامتی پسرم...آرامش خودم....

شاید چند روزی طول بکشه دوباره بخوام نوشتنو ادامه بدم...اما میام زود...و لحظه لحظه بودنت و لذت بردن از دیدن تو عزیزم رو ثبت میکنم...

تا بعد....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo