X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

بدنیا اومدن نی نی یار دبستانی من

چهارشنبه 20 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 05:32 ب.ظ

امروز شنبه 9 مهر...

دیگه سر خودمو حسابی گرم کردم...شروع کردم به درست کردن کاردستی هام واسه نازناز خودم رادوین مامانی... اول از همه هم همون قطاری که هر واگنش یه حرف از حروف اسم نازته...R-D-V-I-N

امروز روزیه که پسر کوچولوی پریناز...یار دبستانی من بدنیا اومد..امیرعلی فینگیلی!

من و پریناز از کلاس پنجم دبستان تا یه جورایی سوم دبیرستان همکلاسی بودیم...و علاوه بر این حسابی با هم دوست....

همش خونه هم بودیم....چه کارایی که نمیکردیم!!!!....دیگه نمیشه بهت بگم مامانی...بدآموزی داره واست...بزرگ شدی میگم البته....

همسایه هم وقتی لویزان زندگی میکردیم....ما بلوک 11 واونا 13....چه خاطراتی که نداریم........

به فاصله 2 ماه از هم ازدواج کردیم و حالا به فاصله 20 روز داریم مامان میشیم....

خیلی جالبه برام....

یار دبستانی من تولد پسر گلت به زندگیتون مبارک...

امیدوارم امیرعلی دوست خوبی برات بشه پسرم...همونطور که ما دوستای خوبی واسه هم بودیم و هستیم...با اینکه سالی دو بار همو میبینیم....              

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo